تغییر وبلاگ
ضمن تشکر از دوستان عزیز
وبلاگ تیتر ...!؟ در تارخ ۴/۴/۸۹ به پارسی بلاگ انتقال پیدا میکند
آدرس وبلاگ : تیتر ... !؟
arr6302.parsiblog.com
خدای یکتا فرج آقای امام زمان را برسان (تیتر ...!؟)
ضمن تشکر از دوستان عزیز
وبلاگ تیتر ...!؟ در تارخ ۴/۴/۸۹ به پارسی بلاگ انتقال پیدا میکند
آدرس وبلاگ : تیتر ... !؟
arr6302.parsiblog.com
اینم شاهکار جدید برای ... .
تیتر ۸...!؟
۱- لاريجاني در دور زدن شورايعالي انقلاب فرهنگي شريك جاسبي ميشود؟
تعداد تیتر : ۳۹
از این پس بخش تیتر در این وبلاگ فعال خواهد شد (قابل توجه بر و بچ هیئت)
تیترها مطالب گذرا نیست و ممکن هر روز افزایش تیتر داشته باشد به تعداد تیتر هر روز توجه فرمائید
تیتر ... !
۱- در پرواز دوبی به قرقیزستان:
عبدالمالک ريگي در یک عملیات جسورانه اطلاعاتی دستگیر شد
۱۹-سرانجام ريختن خون بيگناهان محشور شدن با عبدالمالك ريگي است
تعداد تیتر ۱۹
این تیتر کمی عجیب و خبر پیدا کردن براش سخته دوست دارم اسم این تیتر را بگذارم :
عجیب اما واقعی واقعی
تیتر ۷ ... !؟
تعداد تیتر ۵
این تیتر از اون تیتر هاست که فکر نمیکنم حالا حالاها تمام شود و ترسی برای دشمنان دارد که نپرس.
پیامد های حمله دشمنان به میهن
(مطلبی در مورد تیترها : ادامه مطالب را حتما بخوانید و به شماره تیتر ها توجه کنید رنگ سبز از یک تا بیست است رنگ نارنجی از ۲۱ تا ۴۰و رنگ قرمز از ۴۱ تا ۶۰ است . هر روز مطالب تیتر ها افزوده خواهد شد . اگر بر روی تیتر های قرمز کلیک کنید به منبع و مشروح خبر میرسید )
تیتر ... !
تعداد تیتر : ۳۷
سه کلیپ صوتی زیبای استاد پناهیان در مورد نماز )بر روی گزینه بالا کلیک کنید
»» حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جريانات و اتفاقات ماه رجب (بخش 1)
»» حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جريانات و اتفاقات ماه رجب (بخش 2)
»» حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جريانات و اتفاقات ماه شعبان
»» حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جريانات و اتفاقات ماه رمضان (بخش 1)
»» حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جريانات و اتفاقات ماه رمضان (بخش 2)
»» حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جريانات و اتفاقات ماه شوال
»» حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جريانات و اتفاقات ماه ذىالقعده
»» حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جريانات و اتفاقات ماه ذی الحجه
»» حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جريانات و اتفاقات ماه محرم (بخش 1)
»» حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جريانات و اتفاقات ماه محرم (بخش 2)
این تیتر از اول امسال خیلی عجیبه و یه حکمتی داره.
تیتر ...!؟
عزرائیل در بین هنرمندان افتاده است !؟
تعداد تیتر : ۱۰

اینجا کسی شهید شده است. کسی کتک خورده است. کسی بدنش از ضربههای چوب و چماق کوفته شده است. کسی بدنش را با چاقو سوراخ سوراخ کردهاند. اما نباید گریه کنی. نباید دردت را بگویی. باید درد را در خود پنهان کنی. هوار نمیکشی، به همین خاطر نادیدهات میگیرندت. در گودر انکار میشویم. هیچکس هم اجازه ندارد تسلیت بگوید. چرا که باید امنیت ملی حفظ شود. انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. خانهای سوخته، اتومبیلی آتشگرفته و دلهایی پرپر…
نه تلویزیون نگاه کردهام و نه از کسی شنیدهام. من خودم دیدهام…
سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در مورد علائم ظهور
![]()
سخنرانی ارزشمند حجت الاسلام حاجتی در مورد امام خامنه ای (1)
سخنرانی ارزشمند حجت الاسلام حاجتی در مورد امام خامنه ای (2)
پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، به مناسبت فرارسیدن ایام ارتحال یادگار حضرت امام (ره) با انتشار خاطرات منتشر نشده محمد نبی حبیبی دبیر کل موتلفه از مرحوم سید احمد خمینی، از نحوه تعامل و برخورد آن مرحوم با فتنه گرانی که سعی در القا اختلاف بین ایشان و رهبر معظم انقلاب داشته اند پرداخته است.
به گزارش رجانیوز، یادگار حضرت امام در این سخنان با اشاره به توطئه برخی اطرافیان به برخود قاطع خود با ایشان اشاره کرده و از نحوه مدیریت کشور توسط مقام معظم رهبری ابراز شادمانی نموده است.
این در حالی است که در ماه های اخیر و پس از انتخابات، جریان فتنه با هدف سو استفاده از بیت حضرت امام برنامه های متعددی را تدارک دیده بود. هر چند برخی مواضع و اقدامات سید حسن خمینی نیز در این میان با انتقاداتی از سوی یاران انقلاب روبرو بوده است، اما به نظر می رسد بازخوانی این خاطرات راهگشای مواضع آینده سیاسی باشد:
توی دهن آنها زدم
در بهمن سال 1369 - حدود نوزده ماه پس از رحلت حضرت امام- به اتفاق جناب آقای حاج محسن رفیقدوست با مرحوم حجتالاسلام و المسلمین حاج احمد خمینی(رحمةاللهعلیه) ملاقات خصوصی داشتیم. در این ملاقات، اینجانب به ایشان عرض كردم كه شما چند روز پیش جملهای فرمودید و رسانهها هم پخش كردند كه به سهم خودم لازم میدانم از جنابعالی تقدیر و تشكر كنم. ایشان پرسیدند كدام جمله؟ عرض كردم جملهی شما این بود كه "هركس بگوید كه اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیتالله خامنهای است، در خط آمریكاست." حاج احمد آقا فرمودند: "آقای حبیبی! من این جمله را با اعتقاد كامل به آن، بیان كردم و جداً معتقدم، هركس این تفاوت را قائل باشد، بخواهد یا نخواهد در خط آمریكا است." و اضافه نمودند: "یكی از موارد شگفتی من این است كه حضرت آیتالله خامنهای در این حدود نوزده ماه، چگونه توانستهاند تعادل و توازن در كشور را مدیریت كنند؟ چون عوامل مهمی برای برهم زدن این تعادل و توازن و ایجاد بحران وجود دارد."
حاج احمد آقا در ادامه گفتند: "آنهایی [تعبیری به كار بردند] كه میگویند آیتالله خامنهای نه! پس میگویند چه كسی؟ مثلاً میگویند فلانی! او خانهی خودش را هم نمیتواند اداره كند." [البته مرحوم حاج احمد آقا اسم بردند] ایشان اضافه كردند: "عدهای خاص بعد از رحلت حضرت امام(ره) و انتخاب حضرت آیتالله خامنهای بهعنوان رهبر انقلاب، آمدند اطراف مرا گرفتند كه شاید به زعم خویش مرا در مقابل ایشان بتراشند. من متوجه این توطئه بودم و توی دهن آنها زدم و معتقدم كسی كه میتواند بعد از رحلت حضرت امام(ره) بار این مسؤولیت را به خوبی به دوش بكشد، حضرت آیتالله خامنهای هستند."
خودِ شما! ...
تیتر ... !؟
آیا پایان رژیم اشغال گر قدس قطعیست ..!؟
این موضوع میتواند پایان دوران فرماسونر اسرائیل و سلطه سرمایه داری در جهان شود ..!
تعداد تیتر۱۳
گروه تاریخ: زندگی ساده و بی آلایش رهبر انقلاب از آغاز تا اکنون یادآور عکس و تصویرهایی است که از منزل بی تکلف امام منتشر شده و خاطراتی که از ایشان هنوز در میان حرف و حدیث های روزمره انقلابیون موج می زند. و اکنون اگر چه رهبر انقلاب نیز بر همان مشی هستند؛ اما پرهیز ایشان از انتشار چنین خاطراتی شاید بسیاری از ناگفته ها را ناگفته باقی گذاشته است.
آنچه در پی می آید گزیده ای است از اظهارنظرهای شخصیت های مختلف پیرامون زندگی رهبر انقلاب. کسی که پیشتر در خصوص سال های آغازین زندگی اش این چنین تعریف می کرد:«پدرم روحانى معروفى بود اما خیلى پارسا و گوشه گیر… زندگى ما به سختى مىگذشت. من یادم هست شبهایى اتفاق میافتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیه میکرد و… آن شام هم نان و کشمش بود.»
حجتالاسلام سيدعلي اكبري: «ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگيشان فيلمبرداري کنيم، تا مردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند که ايشان چگونه زندگي ميکنند. آقا فرمودند: اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد ميترسم خيليها باور نکنند.»
سردار سرلشکر سيدرحيم صفوی: «روزي که در منزل مقام رهبري، در خدمت ايشان بودم، بحث قدري به طول انجاميد و نزديک مغرب شد. پس از نماز، معظمله با مهرباني به من فرمودند:آقا رحيم! شام را مهمان ما باشيد. بنده در عين حال که اين را توفيقي ميدانستم، خدمتشان عرض کردم:اسباب زحمت مي شود. مقام معظم رهبري فرمودند:نه، بمانيد؛ هرچه هست با هم ميخوريم. وقتيکه سفره را گشودند و شام را آوردند، ديدم شام چيزي جز املت ساده نيست.»
حجتالاسلام و المسلمين محمدي گلپايگاني: «با اينکه مقام معظم رهبري ميتوانند از همهي امکانات مادي بهرهمند شوند، سطح زندگي خصوصي ايشان از سطح زندگي يک شهروند معمولي پايينتر است. معظملَه علاوه بر اين که از يک زندگي معمولي سطح پايين بهره ميبرند، دائماً به مسوولان سفارش مي کنند:مواظب زندگي خود باشيد. اسراف نکنيد. آيتالله خامنهاي معتقدند که مردم را بايد عملاً به ساده زيستي دعوت نمود. خودشان در صف مقدم اين دعوت هستند. ايشان در مناسبتهاي خاصي که برنامه خواندن صيغهي عقد دارند، قبل از ...
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به پرسشهاي مكرّر مؤمنان، جامعه مدرسين حوزهي علميه قم براساس تحقيقات به عمل آمده در يك سال گذشته و پس از جلسات متعدد به اين نتيجه رسيده است كه ايشان فاقد ملاكهاي لازم براي تصدّي مرجعيت ميباشد.
و برای دانلود و اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود :
خاطرات مستر همفر جاسوس انگلیسی
خاطرات مستر همفر جاسوس انگلیسی جاوا (برای موبایل)
تحقيقات نشون داده كه خوردن هويج باعث افزايش جريان خون در عملكرد چشمها ميشه...
2) وقتي گوجه فرنگي رو از وسط دو نيم ميكنيم چهارتا خونه مي بينيم كه قرمزه و دقيقا مثل قلب ميمونه كه اونم قرمزه و چهارتا بخش مجزا داره...
تحقيقات نشون داده كه گوجه فرنگي خون رو تصفيه ميكنه...
مابقی در ادامه مطالب ...
بشیر بن حذلم اسدی میگوید: در آن روز به سوی زینب دختر امیرالمومنین علیه السلام متوجه شدم به خدا سوگند در عین حال که سخنوری توانا و بی نظیر بود حیا و متانت سرا پای او را فراگرفته بود و گویا سخنان گهربار علی علیه السلام از زبان رسای اوفرو میریخت و او علی وار سخن میراند به مردم اشاره نمود سکوت را مراعات نمایند در این هنگام نفسها در سینه ها حبس گشت و زنگهای شتران از صدا افتاد پس زینب کبری علیه السلام شروع به سخنرانی نمود :
((الحمدالله ... )) اما بعد ای مردم کوفه ! ای اهل خدعه و غدر ! آایا برای گرفتاری ما گریه میکنید ; پس اشک چشمانتان خشک مباد!
:
و ناله هایتان فرو منشیناد! جز این نیست که مثل آن زن است که رشته خود را بعد از آنکه محکم تابیده شده باشد تاب آن را باز گرداند شما ایمان خود را مایه دغلی و مکر و خیانت در میان خود می گیرید آیا در شما صفتی هست الا به خود بستن بی حقیقت و لاف و گزاف زدن و به جز آلایش به آنچه موجب عیب و عار است و مگر سینه ها مملو از کینه و زبان چاپلوسی مانند کنیزکان و چشمک زدن مانند کفار و دشمنان دین یا گیاهی را مانید که در منجلابها می روید که قابل خوردن نیست یا به نقره ای مانید که گور مرده را به آن آرایش دهند.
ظاهرت چون گور کافر پر حلل باطنت قهر خدا عزوجل آگاه باشید که بد کاری بوده آنچه را که نفس های شما برای شما پیش فرستاد که موجب سخط الهی بود و شما در عذاب آخرت جاویدان و مخلد خواهد بود .
آیا گریه و ناله می نمایید بلی به خدا که گریه بسیار و خنده کم باید بکنید زیرا به حقیقت که به ننگ و عار روزگار آلوده شدید که این پلید را به هیچ آبی نتوان شست لوث گناه کشتن سلیل خاتم نبوت و سید شباب اهل جنت را چگونه توان شست !؟ کشتن همان کسی که در اختیار نمودن امور او پناه شما بود و در هنگام نزول بلا فریاد رس شما و در مقام حجت با خصم رهنمای شما و در آموختن سنت رسول الله صل الله علیه واله را بزرگ شما بود . آگاه باشید که بد گناهی بود که بجا آوردید هلاکت و دروی از رحمت الهی بر شما باد و به تحقیق که به نومیدی کشید کوشش شما و زیانکار شد دستهای شما و خسارت و ضرر گردید این معامله شما به غضب خدای عزوجل برگشتید و زود شد برشما داغ ذلت و مسکنت وای برشما باد ای اهل کوفه ! آیا میدانید کدام جگر رسول خدا را پاره پاره نمودید و چه بانوان محترمه معززه چو در گوهر را آشکار ساختید ؟ به تحقیق که کاری قبیح و داهیه ای نا خوش به جا آورید که موجب سرزنش است و ظلمی به اندازه و مقدار زمین و آسمان نمودید .
آیا شما را شگفت می آید که اگر آسمان خون بر سرتان باریده است و البته عذاب روز باز پسین خوار کننده تر است و در آن روز شما را یاوری نخواهد بود پس به واسطه آنکه خدایتان مهلت داد سبک نشوید و از حد خویش خارج نگردید زیرا عجله در انتقام خدای را به شتاب نمی آورد و او با بی تاب نمی کند که بر خلاف حکمت کاری کند و نمی ترسد که خون خواهی کردن از دست او برود . به درستی که پروردگار به انتظار بر سر راه است ( تا داد مظلوم از ظالم ستاند )
راوی گوید به خدا سوگند ! مردم کوفه را در آن روز دیدم همه حران دستها بر دهان گرفته و گریه میکردند .
منبع :کتاب لهوف
دیشب سالگرد ازدواجم بود این اولین سال زندگی مشترکم است که از اون راضیم
اینم برای همسرم (( دوستت دارم ))
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

بقیه در ادامه مطالب....
چرا برخي مردم بيوقفه در زندگي شانس ميآورند درحالي که سايرين هميشه بدشانس هستند؟
مطالعه براي بررسي چيزي که مردم آن را شانس ميخوانند، ده سال قبل شروع شد. ميخواستم بدانم چرا بخت و اقبال هميشه در خانه بعضيها را ميزند، اما سايرين از آن محروم ميمانند. به عبارت ديگر چرا بعضي از مردم خوششانس و عده ديگر بدشانس هستند؟
آگهيهايي در روزنامههاي سراسري چاپ کردم و از افرادي که احساس ميکردند خوششانس يا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگيرند. صدها نفر براي شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سالهاي گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگيشان را زير نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمايشهاي من شرکت کنند.
نتايج نشان داد که هرچند اين افراد به کلي از اين موضوع غافلند، کليد خوششانسي يا بدشانسي آنها در افکار و کردارشان نهفته است. براي مثال، فرصتهاي ظاهرا خوب در زندگي را در نظر بگيريد. افراد خوششانس مرتبا با چنين فرصتهايي برخورد ميکنند، درحالي که افراد بدشانس نه.
با ترتيب دادن يک آزمايش ساده سعي کردم بفهم آيا اين مساله ناشي از توانايي آنها در شناسايي چنين فرصتهايي است يا نه. به هر دو گروه افراد خوش شانس و بدشانس روزنامهاي دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگويند چند عکس در آن هست.
به طور مخفيانه يک آگهي بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که ميگفت: اگر به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهي را ديدهايد، 250 پوند پاداش خواهيد گرفت. اين آگهي نيمي از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسيار درشت چاپ شده بود. با اين که اين آگهي کاملا خيره کننده بود، افرادي که احساس بدشانسي ميکردند عمدتا آن را نديدند، درحالي که اغلب افراد خوششانس متوجه آن شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبيتر از افراد خوششانس هستند و اين فشار عصبي توانايي آنها در توجه به فرصتهاي غيرمنتظره را مختل ميکند. در نتيجه، آنها فرصتهاي غيرمنتظره را به خاطر تمرکز بيش از حد بر ساير امور از دست ميدهند.
براي مثال وقتي به مهماني ميروند چنان غرق يافتن جفت بينقصي هستند که فرصتهاي عالي براي يافتن دوستان خوب را از دست ميدهند. آنها به قصد يافتن مشاغل خاصي روزنامه را ورق ميزنند و از ديدن ساير فرصتهاي شغلي باز ميمانند. افراد خوششانس آدمهاي راحتتر و بازتري هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوي آنها هستند ميبينند.
تحقيقات من در مجموع نشان داد که آدمهاي خوشاقبال براساس چهار اصل، براي خود فرصت ايجاد ميکنند.
اول آنها در ايجاد و يافتن فرصتهاي مناسب مهارت دارند،
دوم به قوه شهود گوش ميسپارند و براساس آن تصميمهاي مثبت ميگيرند.
سوم به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقي نيکي براي آنها رضايت بخش است.
چهارم نگرش انعطافپذير آنها، بدبياري را به خوشاقبالي بدل ميکند.
در مراحل نهايي مطالعه، از خود پرسيدم آيا ميتوان از اين اصول براي خوششانس کردن مردم استفاده کرد. از گروهي از داوطلبان خواستم يک ماه وقت خود را صرف انجام تمرينهايي کنند که براي ايجاد روحيه و رفتار يک آدم خوششانس در آنها طراحي شده بود. اين تمرينها به آنها کمک کرد فرصتهاي مناسب را دريابند، به قوه شهود تکيه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبياري انعطاف نشان دهند.
يک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشريح کردند. نتايج حيرت انگيز بود: 80 درصد آنها گفتند آدمهاي شادتري شدهاند، از زندگي رضايت بيشتري دارند و شايد مهمتر از هر چيز خوششانستر هستند. و بالاخره اين که من عامل شانس را کشف کردم.
--------------------------------------------------------------------------------
چند نکته براي کساني که ميخواهند خوشاقبال شوند
به غريزه باطني خود گوش کنيد، چنين کاري اغلب نتيجه مثبت دارد.
با گشادگي خاطر با تجارب تازه روبرو شويد و عادات روزمره را بشکنيد.
هر روز چند دقيقهاي را صرف مرور حوادث مثبت زندگي کنيد.
--------------------------------------------------------------------------------
زن و مرد جواني به محله جديدي اسبابکشي کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسايهاش درحال آويزان کردن رختهاي شسته است و گفت: لباسها چندان تميز نيست. انگار نميداند چطور لباس بشويد. احتمالا بايد پودر لباسشويي بهتري بخرد.
همسرش نگاهي کرد اما چيزي نگفت. هربار که زن همسايه لباسهاي شستهاش را براي خشک شدن آويزان ميکرد، زن جوان همان حرف را تکرار ميکرد تا اينکه حدود يک ماه بعد، روزي از ديدن لباسهاي تميز روي بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: "ياد گرفته چطور لباس بشويد. ماندهام که چه کسي درست لباس شستن را يادش داده."
مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بيدار شدم و پنجرههايمان را تميز کردم!
--------------------------------------------------------------------------------
زندگي هم همينطور است. وقتي که رفتار ديگران را مشاهده ميکنيم، آنچه ميبينيم به درجه شفافيت پنجرهاي که از آن مشغول نگاهکردن هستيم بستگي دارد. قبل از هرگونه انتقادي، بد نيست توجه کنيم به اينکه خود در آن لحظه چه ذهنيتي داريم و از خودمان بپرسيم آيا آمادگي آن را داريم که به جاي قضاوت کردن فردي که ميبينيم، در پي ديدن جنبههاي مثبت او باشيم؟
--------------------------------------------------------------------------------
جمله روز : زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردن است...